|
باشگاه مهندسین شیمی قوچان تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است
| ||
![]() درود بر حاج محمد صفری اندوه بی پایان ما از این واقعه دردناک قابل وصف نیست مصیبت وارده به شما و خانواده محترمتان را تسلیت عرض مینماییم درگذشت مادر گرامیتان چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور مینشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چارهای جز تسلیم و رضا نیست.این ماتم جانگداز را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آنان صبر و اجر و برای آن عزیز سفرکرده علو درجات طلب میکنیم. دانشجویان مجتمع آموزش عالی فنی و مهندسی قوچان [ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 11:40 ب.ظ ] [ Alireza Vahdati ]
با سلام خدمت دوستان و دانشجویان عزیز سریع میرم سر اصل مطلب قراره در چند روزه آینده انتخابات انجمن صنفی دانشگاه برگزار بشه حتما می دانید کاره انجمن صنفی چیست و چه کارهایی انجام میده خب من به چند مورد اشاره میکنم 1-اگه انتقادی در مورد غذاهای دانشگاه دارین از طریق این انجمن سریع و در اسرع وقت پیگیری میشود. 2-انتقاد در مورد سرویس هاو... در کل به تمام انتقاد ها دانشجویان در هر موردی سریعا رسیدگی می شود 3-کلاس های حل التمرین از طریق این گروه هماهنگ می شود و.... کلا این انجمن در جهت خواسته های دانشجویان(البته نه هر خواسته ای) پیش می رود و احتمالا یه نماینده در حراست هم از طرف دانشجویان از طریق این انجمن وجود داشته باشد این انجمن فقط از خوده دانشجویان فنی مهندسی تشکیل می شود حالا ما از نماینده خود پیمان یعقوبی حمایت می کنیم که انشاالله این انجمن هرچه سریع تر تشکیل بشه در پست های بعدی به سوالات شما پاسخ داده می شود هم چنین زمان برگزاری انتخابات به اطلاعتون می رسد با تشکر از همتون
همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد پروازی نه گریز گاهی گردد آی عشق آی عشق چهره آبیت پیدا نیست و خنکای مرهمی بر شعله ی زخمی نه شور شعله بر سرمای درون آی عشق آی عشق چهره ی سرخت پیدا نیست غبار تیره ی تسکینی بر حضور وهن و رنج رهایی بر گریز حضور. سیاهی بر آرامش آبی و سبز ی برگچه بر ارغوان آی عشق آی عشق رنگ آشناییت پیدا نیست. [ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ mandana moradi ]
راز
بی اخلاقی مسلمانان "خواجه نصیر الدین
" دانشمند یگانه ی روزگار
در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید
و آن این است
: در
بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و … در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر
الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هرجماعت دیگر بیشتر
گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟ من
بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار
شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم . خواجه
نصیر الدین فرمود: در
اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن
فرمان " اما " و " اگر"دارد
. در
اسلام تو را می گویند : دروغ
نگو ..... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
. غیبت
مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست. قتل
مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست
. و
این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود
دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را
نیز ازخود راضی و شادمان می بیند... و
راز نابخردی مسلمانان در همین است .... از
اسرار اللطیفه طبقه بندی: عرفانی، [ جمعه 29 اردیبهشت 1391 ] [ 03:19 ب.ظ ] [ Golara Soltani ]
28 اردیبهشت روز ملی حکیم عمر خیام نیشابوری گرامی بادچون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد خود را به کم و بیش دژم نتوان کرد کار من و تو چنان که رای من و توست از موم بدست خویش هم نتوان کرد ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سال خورشیدی مدیون خیام ادامه مطلب طبقه بندی: عمومی، [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ mohammad helaliyan ]
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
اینم سری ششم ![]() ازهمه ی دوستان بابت تاخیر عذرخواهی میکنم(مخصوصا کسانی که سوالای خوب خوب پرسیده بودند)جواب ها [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 05:33 ب.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 05:01 ب.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 09:49 ق.ظ ] [ Armin Ishanagha ]
نمیرقصانمت چون دودی ابی رنگ... نمی گردانمت در برج ابریشم نمی رقصانمت بر صحنه های عاج: شب پائیز می لرزد به روی بستر خاکستر سیراب ابر سرد سحر با لحظه های دیر مانش می کشاند انتظار صبح را در خویش. دو کودک بر جلو خان کدامین خانه آیا خواب آتش می کندشان گرم؟ سه کودک بر کدامین سنگفرش سرد؟ صد کودک به نمناک کدامین کوی؟ نمی رقصانمت چون دودی آبی رنگ نمی لغزانمت بر خواب های مخمل اندیشه ئی ناچیز: حباب خنده ئی بی رنگ می ترکد به شب گرییدن پائیز اگر در جویبار تنگ، و گر عشقی کزو امید با من نیست درین تاریکی نومید سایه سر به درگاهم دو کودک بر جلو خان سرائی خفته اند اکنون سه کودک بر سریر سنگفرش سرد و صد کودک به خاک مرده مرطوب. نمی لغزانمت بر مخمل اندیشه ئی بی پای نمی غلتانمت بر بستر نرم خیالی خام:
اگر خواب آور ست آهنگ بارانی که می بارد به بام تو و گر انگیزه عشق است رقص شعله آتش به دیوار اتاق من
اگر در جویبار خرد، می بندد حباب از قطره های سرد و گر در کوچه می خواند به شوری عابر شبگرد
دو کودک بر جلو خان کدامین خانه با رؤیا آتش می کند تن گرم؟ سه کودک بر کدامین سنگفرش سرد؟ صد کودک به نمناک کدامین کوی؟ نمی گردانمت بر پهنه های آرزوئی دور نمی رقصانمت در دودناک عنبر امید:
میان آفتاب و شب بر آورده ست دیواری ز خاکستر سحر هر چند، دو کودک بر جلو خان سرائی مرده اند اکنون سه کودک بر سریر سنگفرش سرد و صد کودک به خاک مرده مرطوب. [ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 07:25 ب.ظ ] [ mandana moradi ]
|
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||